خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

17

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

دلا بديدهء عقل و خرد نظاره نما * بواقعيّت علم عميق حضرت دوست آنجاست كه بر حقائق پى ميبرد و رذائل را همچون هيولاى زهره ربا و كابوس وحشت را در پيش ديدگان خود مجسّم مينمايد آنگاه در تفكّر فرو مىرود و بدرياى انديشه غوطه مىخورد و بر خود مىپيچد و با انگشتان دست تك تك بيدارى بر بالاى پيشانى مىكوبد يعنى اى تن خاكى و نفس خاطى بيدار شو كه اگر با اين مواعظ بيدارگر و آگاهى بخش از خواب غفلت بيدار نباشى ، در بيراهه مانى و بكاروان طريق سعادت و نيك بختى نخواهى پيوست . انديشه نيست برتر از انديشه على ع * انسان كه غور مىكند و اوج ميكشد بحر است در تلاطم و وسعت وجود او * با ادّخار « 1 » و درّ گهر موج مىكشد در مورد بلاغت او در جهان عشق * بانگ ثنا ، باوج ، زهر فوج مىكشد لذا نهج البلاغه دريائيست بسيار عميق و وسيع كه گوهرها و مرواريدهاى گران بها در اعماق آن پرورش يافته كه عواصّان چيره دست به آنها دست يابند و بعنوان ارمغان ارزنده در اختيار گيرند فلذا اين بندهء حقير و چاكر ضعيف نيز بعنوان كارآموز ابتدائى كه مقدّمات غواصّى را تمرين مىنمايد از كرانه‌هاى آن بحر عظيم ، از ته نشين‌هاى آن جواهر كه امواج دريا به طرف ساحل سوق ميدهد جمع آورى نموده به صورت دانه‌هاى زنّار و تسبيح كه بر نخ سوار كنند بر شعر نشانده‌ام و اگر در معانى احتمال نارسائى احساس شود بر ضعف قلم اين حقير تلقّى مىشود . اين كتاب مقدس كه بعد از قرآن كريم همچون خورشيد جهان آرا در آسمان علم و عرفان ميدرخشد و قاطبهء كتب جهان را تحت الشعاع قرار داده و جهان را بتحدّى و مسابقه دعوت مىنمايد عارى از هر عيب و نقص است بندهء حقير ترجمهء شعرى اين كتاب شريف را از اوائل حلول سال 69 شمسى تا اختتام خرداد ماه سال 79 شمسى ، سال امام على عليه السّلام يعنى بمدّت ده سال تمام بشعر نوشته‌ام و ناگفته نماند و ابهامى بوجود نيايد اينكه اگر كتابى و مجموعه‌اى را بخواهند بزبانى ديگر ترجمه نمايند على الخصوص بنظم در آورند لا بد چيزهائى بايد به آن اضافه نمايند زيرا واژه‌هائى وجود دارد كه معادل و همرديف آن بندرت يافت مىشود

--> ( 1 ) ذخيره كردن